آموزش زبان انگلیسی

تدریس زبان انگلیسی توسط مهندس رضایی مدرس ممتاز مرکز زبان سازمان مدیریت صنعتی و آموزشگاه های معتبر

صفاتی که باید در مورد فشن و مد بدانید

In English, there are a lot of great words to describe fashion. If you really want to learn a lot of new and interesting words in English, pay attention to fashion! Fashion writers and designers are always trying to think of unique ways to describe clothing, and magazines are full of colourful phrases and expressions!

This is the first in a 3-part series. In this post, you’ll adjectives you can use to talk about fashion! 

Adjectives You Should Know:

stylish / fashionable
= wearing clothing that is popular now

Karen is so stylish! She must read all the fashion magazines to keep up with the latest trends.

chic
= the same as ‘fashionable’ or ‘stylish,’ but it sounds better because it’s a French word!

Have you seen Jenny’s chic new coat?

latest
= newest, most recent

Do you have the latest edition of Vogue yet?

 in
= popular, fashionable; short for ‘in style’

Blue is the in colour right now.

Crocodile bags are very in this season.

 hot
= wanted, everybody has to have it
The new Prada boots are so hot all the stores are sold out and there is a waiting list for them!

 trendy
= what everyone else is wearing right now; a new, popular style

The internet makes it so easy to find trendy clothes! I really like to see what celebrities are wearing.

 must-have
= something you absolutely must have!

The new Prada handbag is this season’s must-have accessory!

 essential
= necessary, important, you must have it

Elle magazine has a great section on fall’s essential boots and bags.

 vintage
= old, but high quality and valuable; the item of clothing may have been worn before by someone else.

Ellen was shopping at a thrift store last week and she found an amazing vintage Chanel jacket.

 iconic
= famous, memorable, representing a certain time and place

Anna Nicole Smith will be remembered for her iconic Guess ad campaign in the early 1990s.

 timeless
= something that is still beautiful no matter how much time passes, no matter what the current trends or styles are

Grace Kelly wore a beautiful, timeless gown on her wedding day. On the other hand, Princess Diana’s wedding dress is NOT timeless. When you see a picture of the dress, you know right away she was married in the 1980s!

classic
= traditional, always fashionable/stylish, popular for a long time

Ralph Lauren has put his unique touch on the classic little black dress.

 fave
= informal, slang, short for ‘favourite’

Stella McCartney is my fave fashion designer.

تدریس خصوصی زبان انگلیسی ، تدریس خصوصی زبان ، تدریس خصوصی انگلیسی ، استاد خصوصی انگلیسی ، استاد خصوصی زبان انگلیسی ، استاد خصوصی زبان ، معلم خصوصی زبان انگلیسی ، معلم خصوصی زبان ، معلم خصوصی انگلیسی ، مدرس خصوص زبان انگلسی ، مدرس خصوصی انگلیسی ، مدرس خصوصی زبان ، کلاس خصوصی زبان ، کلاس خصوصی زبان انگلیسی ، کلاس خصوصی انگلیسی ، تدریس زبان انگلیسی ، تدریس انگلیسی ، آموزش خصوصی  

مد و فشن ، انگلیسی ، زبان انگلیسی ، صفات مد و فشن ، فشن به انگلیسی

زبان انگلیسی ، آموزش خصوصی زبان ، آموزش خصوصی انگلیسی ، آموزش زبان 


برچسب‌ها: مد و فشن, انگلیسی, زبان انگلیسی, صفات مد و فشن, فشن به انگلیسی
+ نوشته شده در  Fri 30 Aug 2013ساعت 17:22  توسط رضایی  | 

آموزش تصویری لغات - خانه

 

آموزش تصویری لغات:

خانه

پنجره

 

 Window

در

 

 Door

دستگيره در

 

Doorknob 




   

شير آب

 

Tap 

ظرفشويي

 

Sink 

توالت

 

 Toilet




   

شومينه

 

 Fireplace

حصار
 

Fence 

دودکش

 

 Chimney



   

گاراژ

 

 Garage

خانه ييلاقي

 

Bungalow 

انبار، طويله

 

Barn 




برچسب‌ها: آموزش لغت, لغات زبان انگلیسی, خانه, آموزش واژگان انگلیسی, تتصویری
+ نوشته شده در  Thu 8 Aug 2013ساعت 23:31  توسط رضایی  | 

دانلود مجموعه لغات زبان انگلیسی از پایه تا پیشرفته

با سلام

مجموعه لغات زبان انگلیسی از پایه تا پیشرفته و تا سطوح مورد نیاز برای آیلتس IELTS و تافل TOEFL به صورت دو زبانه انگلیسی و فارسی در یک فایل توسط استاد زاهدی نوشته و جمع آوری شده است که می تواند برای شما عزیزان زبان آموز مفید واقع شود. در این مجموعه می توانید واژگان مورد نیاز برای مکالمه ، نوشتار و خواندن و شنیدار را بیاموزید و از آن ها به خوبی در مهارت های چهارگانه استفاده کنید. توصیه می شود چنانچه برای آزمون آیلتس IELTS و یا تافل TOEFL قصد دارید تا اقدام نمایید ، بر این لغات مسلط شوید و از آن ها در نوشتار و مکالمه خود به خوبی استفاده نمایید.

 لازم به ذکر است که یادگیری لغت به صورت انگلیسی به فارسی و حفظ کردن آن به این صورت زیاد مناسب نمی باشد ، بلکه می بایست این لغات را خودتان در دیکشنری مجددا مطالعه نمایید و نحوه استفاده آن ها را در مثال ها و همچنین تلفظ آن ها را مطالعه نمایید و سپس در اسپیکینگ و رایتینگ خود از آن ها استفاده نمایید . این نکته است که همیشه در آموزش لغات زبان انگلیسی چه در کلاس خصوصی و چه در کلاس گروهی به آن اشاره می شود.

برای دانلود مجموعه لغات زبان انگلیسی می توانید اینجا کلیک نمایید.

با تشکر مجدد از استاد زاهدی عزیز.


برچسب‌ها: آموزش لغت, زبان انگلیسی, پایه, پیشرفته, آیلتس
+ نوشته شده در  Sun 21 Jul 2013ساعت 1:21  توسط رضایی  | 

آموزش لغات و اصطلاحات مربوط به تحصيلات

آموزش لغات و اصطلاحات مربوط به تحصيلات:

 

دانشجوی سال اول

Freshman

 

دانشجوی سال دوم

Sophomore

 

دانشجوی سال سوم

Junior

 

دانشجوی سال چهارم

Senior

---------------------------------------------

فوق دیپلم

Assistant Degree / A.D


--------------------------------------------- 

مدرک لیسانس در رشته¬های علمی و فنی مهندسی مثل فیزیک، الکترونیک و . . .

Bachelor of Science / B.S

 

مدرک لیسانس در رشته¬های علوم انسانی و هنر

Bachelor of Arts / B.A

 

برای فوق لیسانس

Master of Science

Master of Arts

 

لیسانس فیزیک دارم.

I have a B.S in Physics

---------------------------------------------

کلاس چندمی؟

Which grade are you in

کلاس چهارمم.

I’m in the fourth grade.

 سال چندمی؟

What year are you in?

 سال سوم هستم.

I’m in the third year. / I’m doing my junior year

 رشته تحصیلیت چیه؟

What’s your major / field of study

 ---------------------------------------------

ترک تحصیل کردن

To drop out of

 

ناچار شدم کالج را رها کنم. (ترک تحصیل کنم)

I had to drop out of college

 

این نیمسال (ترم) هچده واحد درسی گرفته¬ام.

I’ve taken 18 units this semester

 

یک سال تحصیلی از دو نیمسال تشکیل شده.

An academic year consists of two semesters


برچسب‌ها: آموزش لغت, لغات زبان انگلیسی, لغات مربوط به تحصیلات, آموزش واژگان انگلیسی, تدریس خصوصی
+ نوشته شده در  Thu 18 Jul 2013ساعت 0:1  توسط رضایی  | 

حفظ لغات با جعبه لایتنر

حفظ لغات با جعبه لایتنر

جعبه لایتنر یک روش کارآمد برای فراگیری لغات و ... می باشد که در آن از کارتهای نمایش یا همان فلش کارتها به نحو موثری استفاده می شود. این روش که توسط یک ژورنالیست علمی آلمانی به نام سباستین لایتنر (Sebastian Leitner) در دهه هفتاد میلادی ابداع گردید به شما کمک می کند تا بدون تلاش بسیار مطالب را از حافظه  کوتاه مدت خود به حافظه بلند مدت منتقل نمایید.

آزمایشات روانشناسان و نیز تجربه نشان می دهد حدود 75%  هر آنچه را که ما از بر می کنیم پس از حدود 48 ساعت فراموش می کنیم. حتی پس از 20 دقیقه ممکن است 40% آن را فراموش کنیم!
 

جعبه لایتنر
 

پس از 8 روز تنها 20% مطالب را در ذهنمان نگه می داریم و در واقع به حافظه درازمدت منتقل می کنیم. ما می توانیم از فراموش کردن لغاتی که قصد بخاطر سپردن آنها را داریم اجتناب کنیم بشرط آنکه آنها را بطور منظم تکرار نماییم.

 

روش کار

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر یک جعبه ساده است که از چند خانه تشکیل شده است و خودتان هم می توانید با کمک چوب، مقوا و ... یکی بسازید. خانه شماره 1 از همه کوچکتر و خانه شماره 5 از همه بزرگتر است (مانند شکل بالا).

لغت انگلیسی را روی کارت و معنی (به همراه تلفظ، جمله نمونه و ...) را پشت آن بنویسید. همیشه کارتها را طوری در خانه ها بگذارید که پرسش ها روبروی شما باشد.

شما لغتهای تازه را که روی کارتهای نمایش (فلش کارت) نوشته اید پس از به خاطر سپردن در خانه شماره 1 قرار می دهید.  فلش کارتها بر اساس میزان یادگیری شما از یک خانه به خانه دیگر جابجا می شوند. وقتی معنی لغت یک کارت نمایش را بدرستی به خاطر آوردید آن را به خانه شماره بالاتر و پشت بقیه کارتها منتقل می کنید.  اگر یک کارت به درستی پاسخ داده نشود باید به خانه اول و پشت بقیه کارتها منتقل شود.

برگه هایی که به درستی پاسخ داده اید

جعبه لایتنر

برگه هایی که به درستی پاسخ نداده اید

خانه ها باید پس از یک زمان مشخص (یا وقتی که پر شده اند) مرور شوند و سپس به خانه های بالاتر یا پایین تر جابجا شوند. خانه شماره 1 هر دفعه باید مرور شود ولی خانه های بالاتر به ترتیب در بازه های زمانی طولانی تر. مثلا خانه شماره 2 یک روز در میان، خانه شماره 3 هر سه روز یکبار، خانه شماره 4 هفته ای یکبار و خانه شماره 5 هر دو هفته یک بار. البته اینها قطعی نیستند و شما با توجه به شرایط آنها را تنظیم می کنید.

بدین ترتیب هر چقدر لغات مرور شده سخت تر به خاطر آورده شود بیشتر مرور خواهد شد و بر عکس. در این روش شما بیشتر وقتتان را صرف مطالعه لغاتی می کنید که سخت تر و چالش برانگیزتر هستند. لغاتی که بخوبی فرا گرفته اید فقط گهگاهی مطالعه خواهند شد تا فراموش نشوند.

کارتهایی که از خانه شماره ۵ با موفقیت بیرون بیایند در حافظه بلند مدت شما خواهند ماند. بدین ترتیب دیگر می توانید با خیال راحت آنها را دور بریزید!

 

جعبه لایتنر نرم افزاری

علاوه بر جعبه لایتنر فیزیکی، نرم افزارهای مشابهی هم وجود دارند که دقیقا از همان اصول پیروی می کنند، ضمن اینکه از بعضی جهات مزیتهایی هم دارند، از جمله:

 • خطر بیرون ریختن کارتها و جابجا و قاطی شدن آنها وجود ندارد.

  ذهن خود را درگیر محاسبات و جابجایی کارتها نمی کنید و خود نرم افزار همه کارها را برای شما انجام می دهد.

  همه چیز در رایانه شما ذخیره می شود و هیچ فضای فیزیکی اشغال نمی شود.

 • هیچ محدودیتی در تعداد لغات وجود ندارد و حتی می توان لغات و موضوعات را طبقه بندی کرد.

  امکان افزودن صدا و تصویر به هر لغت جهت فراگیری بهتر لغت و تلفظ وجود دارد.

  همزمان چند نفر می توانند از آن استفاده کنند.


برچسب‌ها: حفظ لغت زبان انگلیسی, جعبه لایتنر, حفظ لغت, کلمه انگلیسی, آموزش لغت انگلیسی
+ نوشته شده در  Thu 4 Jul 2013ساعت 1:4  توسط رضایی  | 

روشهای فراگیری لغات زبان انگلیسی

روشهای فراگیری لغات

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازهای که در جیب جا شوند، تهیه میکنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد میکنید. همانطور که کارتها را مرور میکنید، لغتها را به دو دسته تقسیم میکنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر میآورید و آنهایی که به راحتی نمیتوانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکردهاید آنقدر ادامه میدهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفتهاید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که میتوانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً میتوانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه میشوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین میتوانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر میخورید. در این حال میتوانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستادهاید و مشغول تماشای والها هستید. والها یکی یکی به سطح آب میآیند ولی به محض اینکه شما را میبینند میترسند و فرار میکنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب میآید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما میآید. شما با خود میگویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)

این تکنیک به شما کمک میکند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته میشود که هرچقدر تصویر ساخته شده عجیبتر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان میدهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده میشوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شدهاند. همچنین زبانشناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی میکند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری میکند. در ضمن توصیه میشود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند.

مطالعه آزاد

شما میتوانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبانشناسان ادعا میکنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانوادههای آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که میتوانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متنهای انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر میخورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

Description: http://www.zabanamoozan.com/images/arrow.gifطبقه‌بندی لغات

با طبقهبندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحتتر میشود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین میتوانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشهای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بیبچه (بیاولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.


برچسب‌ها: فراگیری لغت, زبان انگلیسی, فلش کارت, flash card, جعبه لایتنر
+ نوشته شده در  Sun 30 Jun 2013ساعت 20:14  توسط رضایی  | 

آموزش واژگان زبان انگلیسی - وسایل شخصی

آموزش تصویری لغات زبان انگلیسی :

وسایل شخصی


النگو

 

Bracelet 

انگشتر، حلقه

 

Ring 

پول


Money

تلفن همراه


Mobile phone

 

 

 

 

تيغ خودتراش

 

Safety razor 

چتر

 

Umbrella 

رژ لب

 

 Lipstick

ساعت مچي

 

Watch 

 

   

شانه

 

Comb 

عينک

 

Glasses 

فندک

 

Lighter 

کيف پول

 

 Wallet

  

 

 

کيف دستي

 

Handbag 

گوشواره

 

Earring 

مسواک


Toothbrush

ناخن گير

 

Nail clipper 

    

 Toothpaste

 

Sunglasses

  

 



برچسب‌ها: لغات زبان انگلیسی, واژگان انگلیسی, وسایل شخصی, معنای لغت انگلیسی, کلمه انگلیسی
+ نوشته شده در  Tue 25 Jun 2013ساعت 14:41  توسط رضایی  | 

واژگان انگلیسی مورد استفاده در سفر - هتل

انگلیسی در سفر

آیا به زودی قصد سفر به ایالات متحده را دارید؟ شاید دوست داشته باشید از شهرهای بزرگی مثل نیویورک، لوس آنجلس یا Grand canyon و پارک ملی Yellow Stone دیدن نمایید. مکان های گردشگری زیادی در ایالات متحده وجود دارد. اما قبل از رفتن، زمانی را به تجدید معلومات خود در زمینه ی واژگان و اصطلاحات انگلیسی اختصاص دهید که قابل استفاده در هتل، هواپیما، حمل و نقل عمومی یا رانندگی در ایالات متحده می باشند. واژگان و اصطلاحات زیر را برای شروع بررسی کنید.
 

 

At a Hotel

در هتل

 

Bell hop or bell boy

پیشخدمت، شخصی که به هنگام ورود شما به هتل، چمدانهای شما را حمل می کند و به درخواستهای شما رسیدگی میکند.

 

The bell boy put our suitcases on the cars as we got out of the taxi and entered the hotel.

پسر خدمتکار چمدانها را به محض پیاده شدن ما از تاکسی و ورود به هتل برداشت.

 


To check in

این عمل در ابتدای اقامت در هتل انجام میشود. وقتی شما اتاق رزرو کردید باید برای گرفتن کلید ثبت نام کنید.

 

What is the earliest time we can check in at your hotel?

نزدیک ترین زمان برای ثبت نام اتاق هتل کی است؟

 


To check out

این عمل در پایان اقامت شما انجام می شود. وقتی شما تسویه می کنید، هزینه ی هتل را می پردازید و کلیدها را تحویل میدهید.

 

Don’t forget to turn in your key when you check out.

یادتان نرود که هنگام تسویه حساب کلیدها را تحویل دهید.

 


Room service

در بیشتر هتل ها معمولا با هزینه های بالا، غذا را به اتاق می آورند.

 

I don’t feel like going out for dinner. Let’s stay in and order room service.

من حوصله ی رفتن به بیرون برای ناهار را ندارم. بهتر است سفارش سرویس اتاق را بدهیم.

 


Wake up call

تماس تلفنی است که توسط هتل به منظور بیدار باش برای رسیدن به یک جلسه یا پرواز برقرار می شود. شما می توانیدتماس بیدار باش را از پذیرش درخواست کنید.

 

I don’t want to miss my flight tomorrow, so I’m going to ask for a wake up call at 5 am.

نمیخواهم پرواز فردا را از دست بدهم بنابراین میخواهم درخواست تماس بیدار باش در ساعت 5 صبح را بدهم.

 


Maid 

خدمتکار، خانمی که بعد از ترک شما اتاق را تمیز می کند.

 

John left a tip for the maid when he checked out of his hotel.

جان زمان تسویه به خدمتکار هتل انعام داد.

 

 


To book a room

به رزرو اتاق هتل از پیش می گویند.

 

If you visit New York City in the summer, you should book a room in advance because it’s a busy time of year in the Big Apple.

اگر شما در تابستان از شهر نیویورک بازدید می کنید،باید از پیش اتاق رزرو کنید، چون در هتل Big apple از زمانهای شلوغ سال است.
 

با تشکر از خانم فاطمه نظامی پور بابت گردآوری مطالب


برچسب‌ها: انگلیسی در سفر, مکالمه در سفر, زبان انگلیسی در سفر, آموزش مکالمه, کلاس مکالمه در سفر
+ نوشته شده در  Sat 22 Jun 2013ساعت 21:59  توسط رضایی  | 

واژگان و اصطلاحات انگلیسی مورد استفاده در سفر


General Travel Vocab and Expressions

اصطلاحات عمومی و واژگان سفر

 

To get away

به رها شدن از زندگی روزمره و شروع یک سفر می گویند.

 

I have been working too hard this summer. I really need to get away.

من تمام طول تابستان را سخت کار کردم و نیاز به یک استراحت دارم.

 


To be homesick

به زمانی می گویند که در مسافرت هستید و دلتان برای خانه تنگ شده باشد.

 

The kid was homesick after two weeks at camp.

آن بچه بعد از دو هفته اقامت در اردوگاه دلش برای خانه تنگ شده بود.

 


Souvenir 

چیزهایی که در سفر برای یادآوری خاطرات سفر میخرید را می گویند.

 

I bought a scarf as a souvenir when I went to France.

وقتی به فرانسه سفر کرده بودم یک روسری به عنوان سوغاتی خریدم.

 


To have itchy feet

وقتی شما اوقات سختی را در اقامت در جایی میگذرانید و خواستار سفر کردن و دیدن مکان های جدید هستید، می گویند که شما یک جا بند نمی شوید.

 

My friend Joe can’t stay in one place. He is always moving around. He has itchy feet.

دوستم جو نمی تواند در یک مکان بماند و همیشه دوست دارد به جاهای مختلف برود و یک جا بند نمی شود.

 


Off the beaten path

 مکانی که معمولا کسی به آنجا سفر نمی کند، 
دور افتاده

 

I don’t like to visit the usual tourist attractions. I prefer to go to places that are off the beaten path.

من زیاد به جاذبه های توریستی شناخته شده علاقه ندارم. ترجیح میدهم به مکانهای دور افتاده سفر کنم.

 





To travel light

سبک سفر کردن، بدون بار و بنه مسافرت کردن

 

If you go hiking this summer, remember to travel light.

اگر این تابستان قصد رفتن به پیاده روی داری، بدون بار و بنه برو.


برچسب‌ها: انگلیسی در سفر, مکالمه در سفر, زبان انگلیسی در سفر, اصطلاحات انگلیسی, کلاس مکالمه در سفر
+ نوشته شده در  Sat 22 Jun 2013ساعت 21:17  توسط رضایی  | 

واژگان انگلیسی مورد استفاده در سفر - در جاده


On the Road

در جاده

 

Neck of the woods

به معنی منطقه، ناحیه یا همسایگی است

 

I will call you when I get to your neck of the woods.

وقتی به نزدیکی های شما رسیدم تماس میگیرم

 


To make a pit stop

توقف کوتاهی برای صرف غذا، نوشیدن یا حمام کردن

 

Can we make a pit stop at the next exit? I want to grab a snack.

آیا در خروجی بعدی می توانیم برای مدت کوتاهی توقف داشته باشیم؟ می خواهم یک خوراکی بگیرم.

 


To hit the road

آغاز کردن یک سفر

Come on, let’s hit the road. It’s already 10am and we need to be there by 2pm.

زود باش بیا بزنیم به جاده. الان ساعت 10 صبح است و تا 2 بعد از ظهر باید آنجا باشیم.

 


To take a road trip

به مسافرتی که با ماشین و برای چند ساعت، یا حتی چند ماه انجام میشود میگویند.

 

We took a month-long road trip around the United States when we were in college.

وقتی دانشجو بودیم مسافرت یک ماهه ای را با ماشین دور ایالات متحده رفتیم.

 


To fill it up

به پر کردن کامل باک می گویند.

 

A: How much gas do you need?

چقدر بنزین نیاز دارید؟

B: Just fill it up, please!

پرش کنید لطفا!

 


To hit the open road

به شروع یک مسافرت با ماشین می گویند.

 

After a weekend of classes, he was happy to leave and hit the open road.

بعد از یک هفته  کلاس های پشت سر هم، برای رفتن به مسافرت با ماشین بسیار خوشحال بود.


برچسب‌ها: لغات انگلیسی در سفر, مکالمه در سفر, زبان انگلیسی در سفر, مدرس مکالمه, تدریس خصوصی مکالمه
+ نوشته شده در  Sat 22 Jun 2013ساعت 21:15  توسط رضایی  | 

واژگان انگلیسی مورد استفاده در سفر - حمل و نقل عمومی


On Public Transportation

در وسایل حمل و نقل عمومی

 

در حمل و نقل عمومی نامهای زیادی برای سفر با قطارهای زیر زمینی در ایالات متحده وجود دارد که عبارتند از:


The subway (New York City)

The T (Boston):

BART (San Francisco)

The Metro (Washington, D.C)

 


To hop on the subway

به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است.

 

Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.

به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.

 


Fare

کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است.

 

The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.

کرایه ی مترو در بوستون 2.5 دلار است.

 


Turnstile

دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد.

 

You can’t get through the turnstile without swiping your card.

شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید.

 


Local train

قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.)

 

To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.

برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوی.

 


Express train

یک قطار سریع السیر که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند.

 

The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes.

قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.

 


Uptown train Downtown train

این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند.

 

Where can I get an uptown train?

کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟


 


Inbound train/ Outbound train

این نامها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند.

 

To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.

برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار مترویRed line  شوید.

 


To swipe your card

کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید

 

Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.

اکثر جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیو یورک مشکل دارند.

 


To hail a cab

تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن

 

It’s almost impossible to hail a cab when it rains.

معمولا در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن غیر ممکن است.

 


A cabbie

به راننده تاکسی می گویند

 

Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.

در نیو یورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.


برچسب‌ها: انگلیسی در سفر, مکالمه در سفر, زبان انگلیسی در سفر, حمل و نقل عمومی, کلاس مکالمه در سفر
+ نوشته شده در  Sat 22 Jun 2013ساعت 21:9  توسط رضایی  | 

واژگان انگلیسی مورد استفاده در سفر - فرودگاه


At the Airport

در فرودگاه

 

Shuttle bus

اتوبوس کوچکی که شما را از یک ترمینال به ترمینال دیگری می برد.

 

We got off the plane and jumped on a shuttle bus to get to other terminal for our connecting flight.

از هواپیما پیاده شدیم و سوار اتوبوس خطی شدیم که به پرواز دیگرمان برسیم.

 


To take off

به برخاستن هواپیما از زمین و شروع سفر می گویند.

 

What time does your plane take off tomorrow?

فردا چه ساعتی هواپیمایتان برمیخیزد؟



 


Fligh attendant    مهماندار هواپیما



To touch down

لحظه ای که هواپیمایتان با باند فرودگاه برخورد می کند وبرای بار اول به مقصد می رسد.

 

When we touched down in L.A., I turned on my cell phone to get my messages.

وقتی در فرودگاه لوس آنجلس فرود آمدیم، تلفن همراهم را روشن کردم تا پیغام هایم را دریافت کنم.

 


To have a layover

وقتی در یک فرودگاه توقف می کنید و هواپیمایتان را برای رسیدن به مقصد نهایی عوض می کنید.

 

Mary has had a long day. She had a layover in New York on her way home to Boston.

ماری روزی طولانی داشته. او در نیویورک برای رسیدن به خانه اش در بوستون توقفی داشته است.

 


To see someone off

بدرقه کردن کسی که در حال رفتن به مسافرت است.

 

Dan’s mom saw him off this morning at the airport.

مادر دان امروز صبح او را در فرودگاه بدرقه کرد.


 


Red-eye

پروازی که در اواخر شب انجام می شود و بعد از صبح به مقصد می رسد.

 

The cheapest and most convenient flights across the United States are usually red-eyes.

ارزانترین و راحتترین پروازها به مقصد ایالات متحده معمولا پرواز شب هستند.

 


Elbow room

فضایی در هواپیما بین محل استراحت شما و همسایه تان.

 

There is only one airline that offers enough elbow room.

فقط یک خط هوایی وجود دارد که فضای کافی برای استراحت دارد.

 


To set off

زمانی که شما سفری را شروع می کنید.

 

When did you set off on your journey around the world?

چه زمانی عازم سفر دور دنیا می شوید؟

 


Baggage claim

جایی است که بعد از پیاده شدن از هواپیما میتوانید چمدانهای بررسی شده را بردارید. نام دیگرش Luggage carousel است.

 

After everyone got off the flight they went down to the baggage claim to get their luggage.

بعد از اینکه همه از هواپیما پیاده شدند به طرف محل تقاضای چمدان رفتند تا اسبابشان را تحویل بگیرند.


برچسب‌ها: انگلیسی در سفر, فرودگاه, مکالمه انگلیسی, معلم انگلیسی مکالمه در سفر, معلم خصوصی زبان
+ نوشته شده در  Sat 22 Jun 2013ساعت 21:5  توسط رضایی  | 

آموزش و تدریس مشکلات سلامتی به زبان انگلیسی

مشکلات سلامتی

به تصاوير زير خوب دقت کنيد و معني کلمات تيره را حدس بزنيد و بعد در پایین صفحه معنی آنها را ببینید.
 

He has a sore throat. 
His throat hurts.
He has a cough.
She hurt her back.
She has a backache.

Her back is sore.
He has a 
headache
.

His head hurts.
She hurt her toe. 
Her toe hurts.
She has cramps.He hurt his finger.
He has a hurt finger.
His finger hurts.
He has a bad cold.
His nose is stuffy.
He has a 
runny
 nose.
He has a stomachache.
His stomach hurts.
He has a fever.
His temperature is up.
His fever is up.
He has a bad cut.
His arm is cut.

 

 

معنی لغات

sore دردناکsore throat   گلو درد
hurt درد کردن، آسیب رساندن، آسیب دیده
cough  سرفهbackache   کمردرد
headache   سردردcramp  گرفتگی عضله
cold   سرما خوردگیstuffy  گرفته، کیپ
runny  آبریزstomachache   شکم درد
fever  تبtemperature  تب
cut  بریدن، بریدگی 

 

+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 13:8  توسط رضایی  | 

آموزش و تدریس اصوات انگلیسی


اصوات انگلیسی و جدول IPA

در بيشتر ديکشنريهای امروزی برای نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌های IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌های نمونه دقت کنيد و با کليک روی Amer (انگليسی آمريکايي) يا Brit (انگليسی بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايی نيز آنجا که با تلفظآمريکايی تفاوت آشکاری دارد، آورده شده است.
 

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

words

listen

bbad, labAmer
ddid, ladyAmer
ffind, ifAmer
ggive, flagAmer
how, helloAmer
jyes, yellowAmer
kcat, backAmer
lleg, littleAmer
mman, lemonAmer
nno, tenAmer
sing, fingerAmer
ppet, mapAmer
rred, tryAmer
ssun, missAmer
Sshe, crashAmer
ttea, gettingAmer
tScheck, churchAmer
think, bothAmer
THthis, motherAmer
vvoice, fiveAmer
wet, windowAmer
zzoo, lazyAmer
Zpleasure, visionAmer
dZjust, largeAmer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

words

listen

^cup, luckAmer
a:arm, fatherAmer / Brit
@cat, blackAmer
emet, bedAmer
..away, cinemaAmer
e:(r)turn, learnAmer / Brit
ihit, sittingAmer
i:see, heatAmer
ohot, rockAmer / Brit
o:call, fourAmer / Brit
uput, couldAmer
u:blue, foodAmer
aifive, eyeAmer
aunowoutAmer
ougo, homeAmer
e..(r)whereairAmer / Brit
eisayeightAmer
i..(r)near, hereAmer / Brit
oiboy, joinAmer
u..(r)pure, touristAmer / Brit

 

 


  چند نکته

1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگليسی بريتانيايی تلفظ نمی‌شود، مگر اينکه قبل از يک حرف واکه (صدادار) بيايد (مثلاً در answering وanswer it). اما در انگليسی آمريکايیr هميشه تلفظ می‌شود.

2- در انگليسی آمريکايی :a بجای o تلفظ می‌شود.

3- بسياری از آمريکايی‌ها :a (o) و :o را به يک شکل تلفظ می‌کنند.


 


+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 13:3  توسط رضایی  | 

آموزش و تدریس لغات زبان انگلیسی ( وسایل نقلیه )


آموزش تصویری لغات:

وسایل نقلیه


ماشين


Car

آمبولانس


Ambulance

اتوبوس

Bus

کاميون

Lorry (truck)

    

موتورسيکلت


Motorcycle

دوچرخه


Bicycle

چرخ


Tire

فرمان


Steering wheel

  

 

 

هليکوپتر

 

Helicopter 

هواپيما

 

Airplane 

قطار

 

Train 

زيردريايي

 

Submarine 

    

کاروان


Caravan

ماشين آتش نشاني


Fire engine

تراکتور

 

 Tractor

تانک

 

TANK
+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 12:55  توسط رضایی  | 

آموزش لغات زبان انگلیسی ( دارو و درمان )


آموزش و تدریس لغات زبان انگلیسی 

دارو و درمان

سرنگ

 

 Syringe

باند، نوار زخم بندي

 

Bandage 

چسب زخم
 

 

 Plaster

جعبه کمکهاي اوليه

 

First aid kit 

 

 

 

 

خون

 

Blood 

پزشک

 

 Doctor

دماسنج، درجه

 

 Thermometer

گوشي طبي

 

Stethoscope 

 

   

صندلي چرخ‌دار

 

 Wheelchair 

شربت

 

Syrup 

قرص

 

Tablet 

کپسول

 

Capsule 



+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 12:50  توسط رضایی  | 

آموزش لغات زبان انگلیسی ( ورزش )

 

آموزش تصویری لغات:

ورزش


بسکتبال


Basketball

بیس بال


Baseball

تیر اندازی با تیر و کمان

Archery 

فوتبال آمریکایی


American football

 

 

 

 

اسب دوانی


Horse racing

هاکی روی یخ


Ice hocky

پرتاب دیسک


Discus

کریکت


Cricket

    

کشتی


Wrestling

راگبی


Rugby

فوتبال


Football/Soccer

پرش طول


Long jump

+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 12:46  توسط رضایی  | 

آموزش تصویری رنگ ها


رنگها در زبان انگلیسی

سفيد

 

 White

خاکستري

 

 Grey

مشکي

 

 Black

قهوه‌ای

 

 Brown

 

 

 

 

صورتي

 

 Pink

ارغواني

 

 Purple

آبي

 

Blue 

سبز

 

 Green

    

زرد

 

 Yellow

نارنجی

 

 Orange

قرمز

 

 Red

فيروزه‌ای

 

Turquoise 

    

بنفش

 

Violet 

زيتوني

 

Olive 

 

خاکي

 

Khaki 

کرم

 

Cream 

+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 11:0  توسط رضایی  | 

آموزش خواندن ساعت در انگلیسی (English o'clock)


 مثال: در مکالمه روزانه زبان انگلیسی قطعا به گفتن زمان نیاز داریم، در این پست به آموزش  خواندن ساعت در زبان انگلیسی می پردازیم:

 برای گفتن 10 دقیقه مانده به 9 از عبارت to استفاده میشود: ten to nine

برای گفتن 10 دقیقه از 9 گذشته از عبارت past استفاده میشود: ten past nine

 لغات انگلیسی زیر را چند بار تکرار کنید:

+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 10:56  توسط رضایی  | 

روزهای هفته در زبان انگلیسی


از کلمات مفید انگلیسی روزهای هفته می باشد که در زیر آنها را یاد خواهید گرفت. یه یاد داشته باشید آغاز هفته در انگلیسی از دوشنبه می باشد و روز تعطیل در انگلیسی یکشنبه می باشد:

Days of the week

   دوشنبه                          Monday

    سه شنبه                      Tuesday

چهارشنبه                  Wednesday

پنج شنبه                      Thursday

جمعه                               Friday

شنبه                           Saturday

یکشنبه                          Sunday

اکنون روزهای هفته به انگلیسی را به ترتیب تکرار کنید.


+ نوشته شده در  Tue 28 May 2013ساعت 10:54  توسط رضایی  | 

مطالب قدیمی‌تر